هرروزانه

هرروزانه

هر روز برای همان روز
هرروزانه

هرروزانه

هر روز برای همان روز

روتین شنبه تا چهارشنبه

6:15 از خواب بیدار می شم، خیلی از روزها چند دقیقه خوددرگیری دارم که دیرتر برم و کمی بیشتر استراحت کنم و تقریبا هر روز بعد از یک تجزیه و تحلیل تکراری، به این نتیجه می رسم که  زود رفتن بهتر از دیر رفتنه، چون هم دیگه خوابم نمی بره و هم می خورم به ترافیک و از همه مهمتر پیاده روی صبح رو هم از دست می‌دم.

 روشن کردن زیر کتری (البته من چای رو میام اداره می خورم ولی برای قرقره که با خودش چای صبحانه رو می بره )

شستن دست و رو، مسواک و ضد آفتاب و آرا بیرا و لباس پوشیدن

بعدش میام تو آشپزخونه ناهار و صبحونه و میوه و ... خودم رو بر میدارم و اگر وقت داشته باشم به همسر برای آماده کردن وسایل بچه ها کمک می کنم و بعدشم حدود 6:40 تا 6:45 می زنم بیرون.لقمه های صبحونه و ظرف های ناهار رو شب قبل آماده می کنیم.

حدود 7:10 تا 7:15 اداره هستم،

میرم بالا کفشم رو عوض می کنم و راهی پیاده روی نیم ساعته صبحگاهی می شم،

بعد از برگشتن از پیاده روی لیوان هام رو می شورم و منتظر صدای زیبای ترولی آبدارچی جان می شینم. حدود 8 چای از راه می رسه و همراه با خوردن چای و لقمه صبحانه کار ورزانه شروع میشه تا ساعت 10 که دوباره صدای دلنشین ترولی چای و دلخوشی کوچک اداری ،

بعدش هم  کارتا حدود 12:45 تا 1 که با همکارها می ریم ناهار و گپ دوستانه و غیبت های کارمندی ،

ساعت2 هم دوباره چای تا حدود 3:15 که اگر کار فوری بر سرم نازل نشه می تونم برم به سمت خونه.

حدود 4 می رسم و تقریبا تا 6 خسته ام و کار خاصی نمی تونم انجام بدم. 

بعدش پا میشم و کم کم آشپزخونه رو جمع و جور م کنم و تدارک شام و ...

تا ساعت 9 تقریبا درگیر کارهای خونه و جواب اشکال های درسی بچه ها هستم.

9 تا 11 هم استراحت و تلویزیون و گپ و گفت با نبات و همسر و ...

بعدشم از 11:30 تا 12 مقدمات خواب شامل مسواک و روتین پوست( اگه حال داشته باشم) و کمی مطالعه و خواب